تبليغاتX
نقطه چین های سلام تا ... خداحافظ !!!
(گریه کن..گریه قشنگه)
 

سلام ٬خداحافظ !!!

 

از سلام شروع کردم و حالا نوبت خداحافظ ! نقطه چین های سلام تا خداحافظ قشنگی رو

داشتم !

و  وقتی قرار نیست به این وبلاگ برسم پس بهتره برای همیشه تعطیلش کنم !!!!

این وبلاگ رو دوست دارم چرا که اولین وبلاگ منه  و از صدقه سرش به  

جاهای خوبی رسیدم !!  

این روزها ردپای حضورم  رو توی این دو تا وبلاگ میتونین پیدا کنید !!!!

 

خداحافظ

 

www.shenidehmishavid.blogfa.com

www.ftaraneha.blogfa.ir

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 0:13  توسط فرزانه ناظری | 

"پگاه آهنگراني دچار حادثه شد"

پگاه آهنگراني در صحنه فيلمبرداري فيلم «آتش سبز» به كارگرداني محمدرضا اصلاني دچار سانحه و به بيمارستان جم منتقل شد.

اين بازيگر سينما در حين فيلمبرداري صحنه‌اي از فيلم «آتش سبز» و در شرايطي كه بايد در يك تور ماهيگيري به ايفاي نقش مي‌پرداخت، دچار اين سانحه شده است.

بنا بر اين گزارش، در اين سكانس آهنگراني درون تور ماهيگيري قرار گرفته كه با بالا رفتن از سطح زمين، به‌دليل پوسيدگي و پاره شدن تور، از ارتفاع سقوط كرده و دچار شكستگي از ناحيه ستون مهره‌ها شده است.

آهنگراني، پس از حادثه بلافاصله به بيمارستان جم منتقل شده و اكنون در اين بيمارستان بستري است

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 21:48  توسط فرزانه ناظری | 
گزارش : نازنين متين‌نيا

پاركينگ مسجد بلال تا ورزشگاه ياس در تهرانسر،‌ مسير پنج ساعته مسابقه رالي هنرمندان بود. چند روز قبل از مسابقه با لاله اسكندري تماس مي‌گيرم و دنبال يك فرصت مي‌گردم تا او را براي شركت در اين مسابقه راضي كنم. اما خود لاله زودتر از من به فكر افتاده و حتي نقشه‌خوانش را هم انتخاب كرده است. ‌قرار مي‌شود تا من ‌هم در كنار آنها در نقش محاسب در اين مسابقه شركت كنم. 48 هنرمند، صبح جمعه چهارم خردادماه وارد پاركينگ مسجد بلال صداوسيما شدند تا در اتوبان‌هاي تهران با هم مسابقه بدهند.

ستاره‌ها و بازيگران با ماشين‌هايشان، پاركينگ مسجد بلال را شلوغ كرده‌اند. مسئولان فدراسيون اتومبيلراني، مشغول جمع و جور كردن آخرين مسائل مسابقه هستند. ماشين‌ها از شماره يك تا 10 در خط استارت ايستاده‌اند، ولي راننده‌هايشان بيرون از ماشين‌ها ايستاده‌اند و سربه‌سر هم مي‌گذارند: لاله اسكندري با پژوي 206 نوك‌مدادي‌اش، ماشين شماره شش است. كامبيز ديرباز با شماره 5 جلوي او ايستاده و جاي گاز، ترمز و كلاج را يادآوري مي‌كند. تيم ما و در واقع همان تيم لاله اسكندري، با سه عضو در اين مسابقه شركت مي‌كند. اسكندري كه رانندگي مي‌كند، مريم تزري كه نقشه‌خوان است و من كه پشت سر اين دو نفر مي‌نشينم و وظيفه دارم هم حواسم را به زمان مسير بدهم و هم براي گزارش خودم نت‌ بردارم. هنوز مسابقه شروع نشده، كامبيز ديرباز همچنان براي ما كري مي‌خواند. او تصميم گرفته دنبال ماشين ما بيايد. رابعه اسكويي به طرف بچه‌ها مي‌آيد و همه را صدا مي‌زند تا بروند بيرون خط استارت. امير غفارمنش با دارو دسته حرفه‌اي‌اش پشت سر ما ايستاده و مي‌گويد: «لاله را به مسابقه راه نمي‌دهند.» اما اسكويي توضيح مي‌دهد: «همه بايد بروند سر مزار شهدا». مزار شهداي گمنام، بالاي پاركينگ است. شركت‌كننده‌ها با شاخه‌هاي گل به سمت مزار مي‌روند. مهتاب كرامتي با تيمش كنار پرادوي مشكي‌اش ايستاده، شهره سلطاني با يك ماتيز قرمز در اين مسابقه شركت كرده. حميد خندان، با يك دست گرمكن ورزشي كاملاً در هيبت يك ورزشكار در حال مصاحبه با يك خبرنگار است. بهاره رهنما با مانتوي سفيد و مقنعه قرمز در 206 مشكي‌اش نشسته و با پريا دخترش حرف مي‌زند. نگار فروزنده و مژگان رباني با زانتياي مشكي يك تيم شده‌اند. نادر سليماني با كلاه سفيد و يك پژو 405 سفيد آمده. مونا فرجاد، ليلا اوتادي، اليزابت اميني و.... بقيه جزو 48 هنرمندي هستند كه آمده‌اند تا در اين مسابقه شركت كنند. حالا ديگر جو مسابقه همه را گرفته است و كسي با كسي شوخي نمي‌كند. براي اين‌كه تركيب تيمي‌ما درست شود، روسري‌هايمان را با مقنعه آبي عوض مي‌كنيم. رأس ساعت 9 ماشين اول از در پاركينگ بيرون مي‌رود. شش دقيقه بعد، ما از پاركينگ بيرون مي‌آييم و وارد خيابان وليعصر مي‌شويم.

مريم داد مي‌زند: «آروم، يواش‌تر برو»، لاله سرعت ماشين را كم مي‌كند. مسئولان مسابقه، قبل از حركت يك پاكت داخل ماشين ما انداخته‌اند كه 14 عدد نقشه داخل آن است. مريم صفحه اول نقشه را مي‌كند و بقيه را در بغل من مي‌اندازد: «نقشه‌هايي رو كه دايره و ضربدر داره، علامت بزن.» از خيابان وليعصر وارد بلوار اسفندياري مي‌شويم، پشت چراغ قرمز خيابان جردن مي‌ايستيم. ماشين‌هاي بغل دستمان با تعجب به ما نگاه مي‌كنند و پليس سر چهارراه به لاله مي‌گويد: «سلام خانم اسكندري، مگه مسابقه شروع شده؟»

لاله با سرعت تعيين‌شده توسط مريم در حال رانندگي است. وسط اتوبان صدر هستيم و مريم دنبال خروجي اتوبان امام علي(ع) مي‌گردد. سر يكي از خروجي‌ها اشتباهي مي‌پيچيم و براي اولين بار مسير را اشتباهي مي‌رويم. مريم مي‌گويد بايد با دنده عقب برگرديم. لاله مي‌گويد خطرناك است. كنار اتوبان ايستاده‌ايم و نمي‌دانيم كه به اميد دوربرگردان باشيم يا اين‌كه 200-300 متري را كه اشتباه آمده‌ايم، دنده عقب برويم. ريسك نمي‌كنيم و زمان را از دست نمي‌دهيم و به جاي آن فلاشر ماشين را روشن مي‌كنيم. بقيه ماجرا را هم بهتر است توضيح ندهم...

اولين استراحتگاه جايي در حوالي تهرانپارس است. تا اين جاي مسير را درست و به موقع آمده‌ايم. اولين استراحتگاه، يك ورزشگاه است كه دم در آن چند خانم ايستاده‌اند. كنار ورزشگاه، ايستگاه مسئولان مسابقه قرار گرفته است. خانم‌هايي كه دم در ايستاده‌اند تعارف مي‌كنند: «خانم اسكندري، بفرماييد داخل.» اما يكي از مسئولان داد مي‌زند: «نه، بياييد اين طرف.» يك نقشه مي‌دهد به مريم و مي گويد: «اين اولين استراحتگاه شماست، طبق نقشه اين پارك را دور بزنيد و 15 دقيقه اينجا استراحت كنيد.» بعد از يك دوري كه دور پارك مي‌زنيم، داخل ورزشگاه مي‌شويم و خانم‌هاي ميزبان ما را به سالني مي‌برند كه كولر، آب‌ميوه و كيك دارد. خانم‌هاي ميزبان آمار مي‌دهند كه ما اولين مهمانانشان هستيم، بعد يكي‌يكي مي‌آيند سراغ لاله و با او حرف مي‌زنند. من و مريم مشغول حساب و كتاب هستيم تا ببينيم كه چند دقيقه ديگر بايد حركت كنيم. حساب و كتاب ما تمام مي‌شود، اما صحبت‌هاي خانم‌ها با لاله همچنان ادامه دارد. ما بايد برويم، اما خانم‌ها مي‌خواهند با لاله عكس بگيرند. بعد از چند عكس، مي‌گوييم بايد برويم و ديرمان شده است، اما دوباره توي راه پله جلوي لاله را مي‌گيرند و مي‌خواهند با او عكس بيندازند. خانم‌ها به لاله مي‌گويند: «خانم خوشگله، يك عكس با ما بنداز.»

«بدبخت شديم، كنترل!» مسئولان مسابقه اولين ايستگاه كنترل را درست بيرون استراحتگاه گذاشته‌اند. آنها مي‌دانستند كه درگيري‌هاي هنرمندان با كساني كه مي‌خواهند با آنها عكس بيندازند يا امضا بگيرند، طول مي‌كشد و به همين خاطر ايستگاه مچ‌گيري را درست روبه‌روي ورزشگاه گذاشته‌اند. با پنج دقيقه تأخير، اولين مهر در كارنامه ما ثبت مي‌شود.

«من هنوز ناراحت اون پنج دقيقه‌ام.» اين را لاله مي‌گويد. جايي حوالي شهرك غرب، مسير را گم كرده‌ايم، يك ساعتي مي‌شود كه از اولين استراحتگاه بيرون آمده‌ايم و براساس نقشه‌ها حوالي شهرك غرب هستيم و دنبال خيابان اقاقيا مي‌گرديم. يك نقشه با مسافت مجهول باعث شد تا راه را گم كنيم. با همه اين اتفاقات و بلاهايي كه سرمان آمده است، لاله همچنان ناراحت آن پنج دقيقه‌ است و هرچند وقت يك‌بار ناراحتي‌اش را با صداي بلند اعلام مي‌كند. مريم مي‌گويد: «بابا ول كن، با وضعيتي كه الان داريم، دعا كنيم كه كنترل از دست نداده باشيم.» مريم تصميم مي‌گيرد براي اين‌كه به مسير درست برسيم، نقشه‌هاي بعدي را بخواند و به همين دليل وارد يادگار امام مي‌شويم و از آنجا به سمت جنت‌آباد مي‌رويم. يك كنترل سر راهمان است. مسير را گم كرده‌ايم، در نتيجه زمان هم نداريم و نمي‌دانيم با اين مهري كه به كارنامه‌مان مي‌خورد، چقدر جلوتر يا ديرتر به اين كنترل رسيده‌ايم.

استراحتگاه دوم ‌ما پشت خانه مريم است. يك ورزشگاه تازه تأسيس و خانم‌هايي كه منتظر ورود هنرمندان هستند. لاله مي‌گويد: «داخل نريم، ‌مثل اون دفعه دير مي‌شه.» زهره وطن‌خواه و افسانه احمدي كه از بازرسان مسابقه هستند، به استقبال مي‌آيند. هم‌زمان با ما، شهره‌ سلطاني و عسل بديعي كه از وسط راه به او رسيده، مي‌رسند. عسل به لاله توضيح مي‌دهد كه از سر فيلم‌برداري آمده. لاله نگران استقبال‌كنندگان است و ترجيح مي‌دهد ديده نشود. «خانم اسكندري شما در سال‌هاي برف و بنفشه خيلي خوب بازي مي‌كنيد.» اين‌را يكي از خانم‌ها مي‌گويد و بقيه مي‌آيند جلو تا با لاله عكس بگيرند. زهره وطن‌خواه، هنرمندان را مي‌برد داخل يك اتاق، اما خانم‌ها وارد مي‌شوند و اين‌بار مي‌خواهند با همه بازيگران عكس دسته‌جمعي بگيرند.

يك بسته سوزن منگنه، يك بسته باتري قلمي، يك عدد گل مريم، يك عدد باند كشي و يك عدد سكه پنج ريالي مواد مورد نياز طراحان اين مسابقه هستند كه هر شركت‌كننده‌اي بايد در طول مسير آنها را پيدا كند و در آخر مسابقه تحويل بدهد. بابت پيدا كردن هركدام از اينها، دو پوئن مثبت مي‌گيريم و اگر به برگه سؤال‌ها هم جواب بدهيم، بابت هر جواب باز هم دو پوئن مثبت مي‌گيريم. «اولين نماينده ايران در اسكار، كارگردان فيلم «ديده‌بان»، سال ساخت فيلم‌هاي «گاو» و «قيصر»» از سؤال‌هاي برگه امتحان هستند كه لاله تندتند به همه آنها جواب مي‌دهد. براي پيدا كردن بقيه چيزها هم، چون 20 دقيقه از زمان مسابقه جلوتر هستيم، مريم اجازه مي‌دهد جايي بايستيم و خريد كنيم. اما ظهر روز جمعه پيدا كردن باندكشي و سوزن منگنه و گل مريم كار چندان راحتي نيست. بازارچه كوچكي حوالي جنت آباد به دادمان مي‌رسد و به جز گل مريم كه گران شده و در بازار نيست، بقيه چيزها را مي‌خريم.

«از اين به بعد به‌جاي ژرورا مي‌گوييم گل مريم». كنار بزرگراه ايستاده‌ايم تا زمانمان با زمان نقشه يكي بشود. لاله از ماشين پياده مي‌شود و با دو شاخه گل كه از چمن‌هاي بزرگراه كنده است برمي‌گردد. مريم مي‌گويد:« چه اشكالي داره؟ ما به اين مي‌گيم گل‌مريم.» من گل مريم‌ها را مي‌اندازم داخل پاكتي كه باتري و باند و سكه داخل آن است.

نقشه‌كش‌هاي اين مسابقه، براي ما نقشه‌كشيده‌اند كه در اطراف دهكده المپيك به دنبال يك تابلوي عبور كاميون ممنوع بگرديم. اتوبان كنار پارك چيتگر را به سمت دهكده المپيك مي‌رويم و سمت راست اين خيابان دنبال اين تابلو مي‌گرديم. انتهاي بلوار، تابلو را پيدا مي‌كنيم و به سمت راست مي‌پيچيم، كمي آن‌طرف‌تر از پيچ يك ايستگاه كنترل ايستاده است، بعد از آن‌همه اتفاق از ديدن اين كنترل خوشحال مي‌شويم. اما وقتي مهر قرمز انحراف روي كارتمان مي‌خورد، تازه مي‌فهميم كه تابلوي مورد نظر نقشه سمت راست خيابان بوده و تابلويي كه ما ديده‌ايم، سمت چپ خيابان بوده است..

آقاي كنترل، يك ورقه به ما مي‌دهد و مي‌گويد:« براساس اين نقشه برويد تا به استراحتگاه برسيد.» براساس نقشه اهدايي مي‌رويم و درست آن‌طرف بزرگراه تابلوي بزرگ عبور كاميون ممنوع را پيدا مي‌كنيم. يك مهر قرمز در كارتمان ثبت شده و 45 امتياز از دست داده‌ايم و حسابي پكر شده‌ايم. لاله ديگر از آن پنج دقيقه‌اي كه از دست داديم حرف نمي‌زند و مريم هم حواسش را جمع كرده است كه ديگر بيشتر از اين امتياز منفي نگيريم.

بعد از چهار ساعت رانندگي به استراحتگاه سوم مي‌رسيم. اينجا خلوت‌تر از جاهاي ديگر است و ما فرصت بيشتري براي استراحت داريم. رابعه اسكويي كه مسئول هماهنگي هنرمندان است، سر مي‌رسد و از اوضاع و احوال لاله مي‌پرسد. اينجا براي خانم‌هاي هواخواه چند رديف ميز و صندلي چيده‌اند و اليزابت اميني روبه‌روي آنها نشسته و امضا مي‌دهد. ليلا اوتادي و نگار فروزنده هم رسيده‌اند، اما ترجيح دادند تا در ماشين‌هايشان بمانند و بيرون نيايند. ما مي‌رويم داخل يك سالن واليبال روي تشكچه‌هاي ژيمناستيك مي‌نشينيم. يكي از مسئولان ورزشگاه مي‌آيد و مي‌گويد:« خانم اسكندري اين‌طوري بد است برم صندلي بيارم؟» اما لاله اجازه اين كار را به او نمي‌دهد. خانم‌ها از بيرون يكي‌يكي مي‌آيند داخل سالن و مي‌خواهند با لاله عكس بيندازند. يك‌نفر به لاله مي‌گويد: «من فكر مي‌كردم شما درشت‌تر و مسن‌تر هستيد، اما چرا حالا اين‌قدر جوان هستيد؟»

از استراحتگاه سوم بدون عقب ماندن بيرون مي‌آييم و براساس نقشه به اتوبان آزادگان مي‌رسيم. بايد به طرف تهرانسر برويم، اما يك خروجي را اشتباه رد مي‌كنيم. لاله قبل از اين‌كه مريم چيزي بگويد، ماشين را نگه مي‌دارد و فلاشرش را روشن مي‌كند. از سر صبح تا به‌حال رانندگي لاله تغيير كرده و ديگر به كارهاي خطرناك فكر نمي‌كند، حتي صداي ترمز ماشين پشت‌ سرمان هم او را نمي‌ترساند و بقيه ماجرا را هم نمي‌توانم توضيح بدهم.

بالاخره تمام شد. به نقطه پاياني نقشه رسيديم. ورزشگاه ياس در تهرانسر،‌ آخرين خانه‌اي بود كه بايد مي‌رفتيم. ساعت دو ظهر روز جمعه به اينجا مي‌رسيم، جمعيت زيادي براي استقبال از هنرمندان آمده‌اند. پاركينگ ورزشگاه بسته شده و جمعيت با دوربين‌هايشان مي‌خواهند از همه عكس بيندازند. هر ماشيني كه به نقطه پايان مي‌رسد،‌ جلويش را مي‌گيرند و مي‌خواهند عكس و امضا بگيرند. ارژنگ اميرفضلي كه از راه مي‌رسد،‌ همه ايول ايول مي‌كنند و او هم ترجيح مي‌دهد با ماشينش بين جمعيت گم بشود. يك خانم با پسر و دخترش مي‌خواهد با لاله عكس بيندازد. ‌پسر يواشكي مي‌پرسد: «اين كيه؟» مادرش رو به لاله نگاه مي‌كند و مي‌خندد. يك خانم ديگر براي لاله تعريف مي‌كند كه با آهنگ سريال «خاك سرخ» مي‌تواند تا صبح گريه كند. لاله طرف دوستانش مي‌رود و از شهره سلطاني مي‌پرسد: «چطور بود؟ باز هم شركت مي‌كني؟» بعد خودش شروع مي‌كند به حرف زدن و تعريف اتفاقاتي كه در راه برايمان افتاده است. هر دو از مسابقه خوششان آمده و هر دو تصميم مي‌گيرند كه باز هم شركت كنند. حميد خندان ايستاده و با يك خبرنگار مصاحبه مي‌كند. هر كس به هر كس مي‌رسد، خسته نباشيد مي‌‌گويد. شركت‌كنندگان،‌ كارت‌ها و پاكت اشيا را به‌ دست مسئولان مي‌دهند.

نتيجه مسابقه يك هفته ديگر معلوم مي‌شود،‌ همه بايد تا هفته ديگر صبر كنند. لاله ماشينش را از بين جمعيت بيرون مي‌آورد و دنبال مسير برگشت مي‌گردد. يك آقايي به شيشه ماشينش مي‌زند و مي‌گويد: «خانم اسكندري ما به شما ارادت داريم، اگر ناهار نخورديد، بفرماييد خانه ما!»

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 14:8  توسط فرزانه ناظری | 
 

 

                                          شبی کاملا  شیشه ای ....

 

این کیه که قد آیینه عکسشوزدن به  دیوار

چقدر شبیه من نیست

نه خدایا منم انگار !!!

اگه این منم که مارو

چه به این همه اشاره

با کی اشتباه گرفتی

 من نه ماهم نه ستاره

چشمت و رو آیینه واکن

واسه ما ستاره کم نیست

اونکه آرزوشو داری

 حتی قد خودتم نیست !!!

نمیدونم خیلی از ما نقشمون تو قصه چی بود

اگه رومیشد دلامون اگه این شب شیشه ای بود

دیگه جز شب چی میتونه

سایه ی هر دوی ما شه

اگه تصویر ستاره

پشت پرده این نباشه

عینک خیال و وهم و از رو چشم قصه بردار

من همینم که میبینی

نه اون عکسای رو دیوار ...

 

تو این چند شب شدم عاشق این ترانه  اگه تهران باشین و جزو اون ۸ شهری که کانال ۵ پایتخت رو میبینه حتما برنامه ی شب شیشه ای رو دیدید این تیتراژ اولشه با صدا و شعر روزبه بمانی ترانه اش عالیه یه بار دیگه بخون مهم هاش و مشخص تر نوشتم بخونوو ستاره های ... جلوی چشمت بیار ... راست میگه نه حتی قد خودتم نیست ....!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 18:12  توسط فرزانه ناظری | 

 

به نام خدای هنرآفرین

 از کی از چی چه خبر؟

 

اول کلام سلام ...

عیدتون مبارک ... امیدوارم سال جدید رو با یه نیروی خوب و پر انرژی شروع کنید تا روزآخر اسفند هم همین طور باشید ....خودتونم میدونم که متوجه شدید به خاطر وبلاگ شنیده میشوید خیلی خوب مثل قدیم نمیتونم به این وبلاگ برسم اما خوب سعی خودم رو میکنم که هر چند پست ها کم باشد اما از محتوای خوبی برخوردار باشد ...

 

فیلم سینمایی «اخراجی ها» به كارگردانی «مسعود ده نمكی»، به مناسبت سالروز میلاد پیامبر گرامی اسلام برای ایرانیان مقیم پایتخت روسیه به نمایش درآمد.
فیلم سینمایی «اخراجی ها» به كارگردانی «مسعود ده نمكی»، به مناسبت سالروز میلاد پیامبر گرامی اسلام برای ایرانیان مقیم پایتخت روسیه به نمایش درآمد.
گروه زیادی از ایرانیان ساكن مسكو به همراه شماری از ایرانشناسان روس و اتباع دیگر كشورهای علاقه مند به فرهنگ ایران، جمعه شب از اكران این فیلم در سالن نمایش «خانه نقاشان» مسكو استقبال كردند.
پیش از نمایش این فیلم، «مسعود ده نمكی» كارگردان «اخراجی ها» با اشاره به فروش یك میلیارد و هشتصد میلیون تومان در مدت ۲۸ روز نمایش آن در ایران و شكستن ركورد فیلم «آتش بس» به گفته وی در مدت سه ماه به چنین رقمی دست یافت، فیلم خود را در مسیر عرفانی و بیانگر تحول درونی افراد متأثر از واقعیت های جنگ تحمیلی دانست.
به گزارشی دیگر در حالی كه یك سایت اینترنتی اقدام به ارائه فایل هایی از فیلم اخراجی ها برای دانلود كرده است، دست اندركاران فیلم برای جلوگیری از تهیه و تكثیر نسخه قاچاق فیلم، از مراجع قضایی و امنیتی یاری می گیرند.
در شرایطی كه «اخراجی ها» ركورد فروش سینمای ایران را به خود اختصاص داده است، یك سایت به شكل غیرقانونی اقدام به انتشار فایل های نسخه كامل فیلم و موسیقی آن كرده و این می تواند زمینه را برای انتشار نسخه های قاچاق فیلم آماده كند.
این در حالی است كه كارگردان، تهیه كننده و پخش كننده «اخراجی ها» از انجام پیشرفته ترین اقدامات امنیتی برای جلوگیری از كپی برداری غیرقانونی خبر داده بودند.
اواخر سال گذشته، پس از تكمیل ۵۳ كپی كدگذاری شده، فیلم برای پلیس امنیت انتظامی ارسال شد و همه كپی های سینماها دارای كدهای متفاوت بودند و در بسته های مهر شده فرستاده شده بودند.
براساس این اقدام هر كپی به مدیریت هر سینما تحویل می شد و مسئولیت حفظ و حراست كپی تا پایان نمایش آن برعهده مدیران سینماها بود.
بر اساس این گزارش، تهیه كننده و دست اندركاران فیلم درصددند تا پس از بازگشت مسعود ده نمكی از مسكو اقدامات لازم را با همكاری مسئولان قضایی و امنیتی علیه توزیع و تكثیر نسخه های قاچاق «اخراجی ها» انجام دهند.
«اخراجی ها» از معدود فیلم های مطرح و پرفروش سینمای ایران در سال های اخیر است كه باوجود گذشت یك ماه از اكران، نسخه قاچاق آن منتشر نشده است.


 

فیلم ضدایرانی "۳۰۰" به مدیریت دوبلاژ محمود قنبری برای پخش از برنامه سینما و ماوراء دوبله شده است.

 

فیلم ضدایرانی "۳۰۰" به مدیریت دوبلاژ محمود قنبری برای پخش از برنامه سینما و ماوراء دوبله شده است.
قنبری درباره فعالیت‌های اخیر خود در عرصه دوبله گفت: "قبل از ایام نوروز فیلم "۳۰۰" را برای سینما و ماوراء دوبله کردم. مدیر دوبلاژ فیلم خودم بود و گویندگانی چون پرویز ربیعی، منوچهر والی‌زاده، احمدی و مینو غزنوی در آن حضور داشتند. همچنین مدیریت دوبلاژ فیلم سینمایی "مرد خشمگین" را برای پخش از شبکه جام جم بر عهده داشتم. در این فیلم خودم نیز نقشی را گفتم و منوچهر اسماعیلی، منوچهر والی‌زاده، مینو غزنوی و ... در آن صحبت کردند."
"۳۰۰" سال ۲۰۰۶ به کارگردانی زاک اسنایدر ساخته و نهم مارس ۲۰۰۷ در آمریکا اکران شد. ژانر این فیلم اکشن، درام و جنگی است و اسنایدر به همراه کورت ژان‌استاد فیلمنامه آن را بر مبنای رمان گرافیکی فرانک میلر نوشتند. این فیلم درباره نبرد ترموپیل در سال ۴۸۰ پیش از میلاد است. خشایارشا پادشاه ایران برای انتقام شکست پدرش داریوش تصمیم به فتح یونان می‌گیرد. او با لشگری انبوه به یونان حمله می‌کند، اما در تنگه ترموپیل ۳۰۰ سرباز اسپارتی با خشایارشا و لشگر او رو به رو می‌شوند


مدار صفر درجه
مدار صفر درجه
پخش دو مجموعه تلویزیونی «باجناق ها» و «مدار صفر درجه» در ابتدای سال جدید از شبكه اول سیما آغاز می شود.
پخش دو مجموعه تلویزیونی «باجناق ها» و «مدار صفر درجه» در ابتدای سال جدید از شبكه اول سیما آغاز می شود.
با اتمام سریال های داستانی شبكه اول سیما در روزهای شنبه و دوشنبه به زودی سریال های جدیدی در این دو شب پخش خواهند شد. بر اساس این گزارش برای روز های شنبه سریال داستانی «باجناق ها» از تولیدات سیمای استان ها در نظر گرفته شده است. روز دوشنبه نیز سریال تلویزیونی - «مدار صفر درجه» به تهیه كنندگی «حسن بشكوفه» در نظر گرفته شده است كه هم اكنون آخرین مراحل دوبله را پشت سر می گذارد و از ۲۷ فروردین ۸۶ پخش می شود

آخرین فیلم «آیشواریا رای»، بازیگر بالیوود، با نام «برانگیخته» كه فیلمی جنایی است، جمعه در هند اكران شد.
آخرین فیلم «آیشواریا رای»، بازیگر بالیوود، با نام «برانگیخته» كه فیلمی جنایی است، جمعه در هند اكران شد.
«رای» در این فیلم نقش زنی را بازی كرده كه قربانی خشونت‌های خانوادگی است.
فیلم «برانگیخته» براساس زندگینامه‌ای نوشته «كیرانجیت آهلووالیا» نوشته شده است. «آهلووالیا» كه خود بیش از یك دهه قربانی خشونت‌های همسرش بود، سرانجام در سال ۱۹۸۹ همسر خود را به آتش كشید و راهی زندان شد.
وی در كتاب خود با نام «حلقه نور»، به جزئیات این حادثه می‌پردازد كه چگونه همسرش بیش از یك دهه او را شكنجه می‌داده و سرانجام یك‌بار كه او را آهن گداخته تهدید می‌كرده، او نیز طاقت خود را از دست می‌دهد و اقدام به قتل او می‌كند.
این فیلم كه روز جمعه در هند اكران شده، با استقبال مردم روبرو شده است

 

فیلم مستند «ركعتان فی العشق» به كارگردانی اكبر نبوی كه بخشی از زندگی و ویژگی های حرفه ای زنده یاد رسول ملاقلی پور را به تصویر می كشد به مرحله تدوین رسید.

 

 

 

 

 

 

فیلم مستند «ركعتان فی العشق» به كارگردانی اكبر نبوی كه بخشی از زندگی و ویژگی های حرفه ای زنده یاد رسول ملاقلی پور را به تصویر می كشد به مرحله تدوین رسید.
نبوی درباره روند ساخت این فیلم گفت: «ساخت این فیلم از سال ۸۲ یعنی حدود ۳ سال پیش آغاز شده است. در این اثر به بخشی از ویژگی ها، توانمندی ها، خصلت ها و روحیه های ملاقلی پور پرداخته می شود. همچنین در مورد سینمای خاص این كارگردان و خصوصیات آثار او مطالبی ارائه خواهد شد.»
وی درمورد ساختار فیلم اظهار داشت: «در فیلم، از برخی تصاویر و مطالب ملاقلی پور در گفت و گوی مستقیم استفاده شده است. بخشی دیگر از مطالبی كه درباره این كارگردان ارائه خواهد شد، مربوط به مطالبی است كه از سوی افراد آشنا به خصوصیات و سینمای این كارگردان عرصه دفاع مقدس مطرح می شود. كیومرث پوراحمد و ابراهیم حاتمی كیا از جمله سینماگرانی هستند كه به ارائه مطالبی درباره وی می پردازند.»

 

خداحافظ تا بعد ....

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 23:10  توسط فرزانه ناظری | 

 

امسالم تموم شد تو یه چشم به هم زدن انگار همین دیروز بود که حول حالنا رو خوندیم و به خودمون قول دادیم که امسال بهترین باشیم

اما چه فایده که همیشه قول هامون و زیر پا میذاریم و حتی به خودمونم رحم نمیکنیم این بار میخوام خودمون رو قسم بدیم ما خودمون رو به آدمایی که دوسشون داریم قسم میدیم که فقط یه قدم یه قدم به سمت جلو حرکت کنیم اونوقته که  خداهم  گفته حرکت ازتو برکت از من......

 

امیدوارم سال خوب و پربرکتی رو شروع کنید سالی سراسر شادی و خوشحالی .....

 

 

نرم نرمک میرسد اینک بهار پس خوش بحال روزگار.....

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 20:16  توسط فرزانه ناظری | 
 

سلام

و پروازی دیگر از عالم هنر

رسول ملاقلی پور کارگردان فیلم های دفاع مقدس امروزبر اثر سکته قلبی 

 در نوشهر درگذشت  ملاقلی پور در خانه ی یکی ازدوستانش در نوشهر

 بوده هنگام جمع کردن اسباب و راه افتادن به طهران بودن که  دوست وی

احدی زاده متوجه حال وخیم ایشون میشوند و بعد از دقایقی   رسول

 ملاقلی پور از دنیا میره  وی درحال حاضر  در سردخانه بیمارستان نوشهر

است تا مقدمات برای آوردن ایشون فراهم شود  ...

 

ملاقلی پور   فیلم های ماندگاری رو ساخته بود از فیلم نینوا که اولین فیلم

سینمایی بلندش بود تا آخریش که میم مثل مادر بود و حتی عصر روز دهم

که تازه قرار بود اردیبهشت کلید بخوره سینمای ایران خاصه دفاع مقدس

یکی از بزرگای خودش رو از دست داد ملاقلی پور از دست سینمای ایران

رفت .....

                                

 

 

وقتی شنیدم اولش شوکه شدم واقعا انتظارش و نداشتم انگار همین دیروز

بود که میم مثل مادر رو دیدم و به هنر کارگردانیش به عنوان یه مخاطب

احسنت گفتم ...

 

و حالا که فوت کرد تلویزیون در یک هفته چندتا از فیلم هاش رو پخش میکنه ....

روز پنج شنبه پیکر این هنرمند فرزانه تشییع میشه ...

 

 من که به دلیل سفر نیستم خواهش میکنم اگر وقت داشتید برید وبرای ما

هم گزارشش رو بفرستید ....

 

من برای نمونه پستر چند تا از فیلم های ایشون رو میذارم  ...

 

                              

 

                                

                 

                                                                               

         

آسمون بغضت و بشکن اون دیگه برنمیگرده

نفسای گرمش امشب همنفس با خاک سرده .....

 

 ملاقلی پور نرفته.. هست ..چشم ما از دیدن رسول ملاقلی پور بی نصیب شده .....

 

 

روحش شاد و یادش گرامی ....

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 21:32  توسط فرزانه ناظری | 
 

 


تلویزیون

در عید تازگی ها


مجموعه "ترش و شیرین" در شبکه سه تولید می شود

مجموعه تلویزیونی "ترش و شیرین" به کارگردانی رضا عطاران و به سفارش گروه فیلم و سریال شبکه سه، مراحل تصویربرداری را سپری می کند.

به گزارش خبرنگار مهر، مجموعه تلویزیونی "ترش و شیرین" ویژه ایام نوروز به کارگردانی رضا عطاران و تهیه کنندگی ایرج محمدی و مهران مهام، به سفارش گروه فیلم و سریال شبکه سه در مرحله تصویربرداری قرار دارد.

مضمون این سریال طنز است و بازیگرانی چون حمید لولایی، مریم امیرجلالی، شهره سلطانی، مجید صالحی، رضا شفیعی جم و آناهیتا همتی در آن بازی می کنند. عطاران در کنار کارگردانی به ایفای نقش هم می پردازد

.....................................................................................................................................

مهدي مظلومي" سريال طنز "حبيب آقا" را در خيابان شاپور تهران كليد زد.

به گزارش روز سه‌شنبه خبرنگار فرهنگي ايرنا، اين سريال طنز در قالب ‪۱۵‬ قسمت ‪ ۴۵‬دقيقه‌اي در گروه فيلم و سريال شبكه اول براي پخش در ايام تعطيلات نوروز ‪ ۱۳۸۶‬آماده مي‌شود.

در اين سريال، سيروس گرجستاني، سعيد آقاخاني، امير غفارمنش، مهناز فصاحتي، محمود جعفري، ناصر گيتي‌جاه، عباس جمشيدي فر و سودابه گرجستاني ايفاي نقش مي‌كنند.

نويسندگي اين سريال طنز را "سعيد آقاخاني و تهيه كنندگي آن را "علي لدني" برعهده دارد.

............................................................................................................

مجموعه "عبور از مه" نوروز از شبکه قرآن پخش می‌شود

مدیر تأمین برنامه شبکه قرآن سیما از پخش برنامه‌های متنوع از جمله مجموعه "عبور از مه" و ویژه‌برنامه‌های "انار سفید"، "دیدار"، "بر کرانه نور" و "خانه بهاری" در ایام نوروز خبر داد.

عباس انجام درباره برنامه های نوروزی این شبکه به خبرنگار مهر گفت: "امسال یک ویژه برنامه برای کودکان با عنوان "انار سفید" در 17 قسمت 90 دقیقه ای در ایام نوروز داریم. این برنامه جنگ کودکانه است که بخش های مختلفی چون مسابقه، قصه گویی و ... دارد و از ساعت 9 صبح روی آنتن می رود. برنامه "تلاوت های درخواستی" از دیگر برنامه های نوروزی است که هر روز به مدت دو ساعت پخش می شود. برنامه "سیره نبوی" هم به مدت 20 دقیقه روی آنتن می رود."

مدیر تامین برنامه شبکه قرآن سیما در ادامه افزود: "خانه بهاری هم برنامه ای در قالب گفتگو با شخصیت ها در حوزه های مختلف هنرهای قرآن است و در 17 قسمت 45 دقیقه ای هر شب ساعت 22 از شبکه قرآن پخش می شود. برنامه "دیدار" جنگ شبانه است که ساعت 20 به مدت دو ساعت به صورت زنده پخش می شود و شامل 15 تا 16 آیتم متنوع است. با این برنامه قصد داریم فضای مفرح و معنوی برای مخاطبان فراهم کنیم. مستندهایی هم با محوریت طبیعت و جهان هستی هم به مدت نیم ساعت از دیگر برنامه های نوروزی این شبکه است."

انجام با اشاره به برنامه "بر کرانه نور" گفت: "این برنامه هر روز به مدت نیم ساعت پخش می شود و در آن حجت الاسلام راستگو برای بچه ها قصه تعریف می کند. همچنین هر روز به مدت 45 دقیقه محافل ویژه به مناسبت تقارن نوروز امسال با ایام ربیع الاول پخش می شود. مجموعه تلویزیونی "عبور از مه" در 17 قسمت 30 دقیقه ای از دیگر برنامه های نوروزی شبکه قرآن سیماست که ساعت پخش آن هنوز مشخص نشده و ما در حال بررسی پخش سریال های مختلف از شبکه های دیگر هستیم تا این مجموعه را در زمانی پخش کنیم که تداخل با سریال های دیگر نداشته باشد."

مدیر تامین برنامه شبکه قرآن خاطرنشان کرد: "با توجه به اینکه نوروز امسال با ربیع الاول تقارن پیدا کرده، سعی کردیم محور برنامه شامل این دو موضوع باشد و به آداب و رسوم نوروز از منظر اسلام بپردازدیم. علاوه بر آن از 12 تا 17 ربیع الاول اولین کنفرانس بین المللی وحدت اسلامی برگزار می شود و شبکه قرآن سیما این کنفرانس را پوشش می دهد و افتتاحیه و اختتامیه آن به صورت زنده از این شبکه پخش می شود."

وی درباره شورای های شبکه قرآن سیما گفت: "هم اکنون شش شورا در این شبکه فعال است. شورای تفسیر سعی می کند مفسران زبده را شناسایی و تفسیرهای به روز و مطابق با گروههای سنی را انتخاب کند. شورای راهبردی که سیاست های شبکه قرآن را اتخاذ می کند. شوراهای طرح و برنامه، کودک، فیلم و سریال و آموزش و قرآن هم فعال هستند."

انجام درباره اینکه ساخت سریال های داستانی با موضوع مفاهیم دینی تا چه حد در دستور کار شبکه قرآن سیما قرار دارد، گفت: "شورای فیلم و سریال این شبکه فعال است و طرح های مختلف برای تولید در حال بررسی است. البته کار نمایشی قوی در حوزه دین مشکل است، چرا که باید ظرافت های لازم را داشته باشد. علاوه بر آن فیلمنامه جذاب باشد. شبکه قرآن، شبکه نوپایی است و زمان می برد تا مجموعه های خوب ساخته شود، اما قصد داریم شبکه قرآن سیما سال آینده در طول هفته سه مجموعه داشته باشد...

........................................................................................................................................

 ميهمان خانه هاي تهراني هاست

 

 سلام عيد نوروز هر روز ميهمان خانه هاي تهراني هاست سعيد سعدي تهيه كننده اين مجموعه از ادامه پخش سريال سلام در ايام نوروز خبر داد و گفت پخش اين مجموعه بعد از اتمام سريال تا صبح از شبكه تهران آغاز مي شود در ايام عيد نوروز با توجه به حال و هواي اين روزها سريال ضبط و پخش مي گردد به گفته وي تاكنون مجيد امامي مونتاز 20 قسمت از سلام را انجام داده و علي حسيني نيز صداگذاري 10 قسمت از آن را به پايان رسانده است، سعید شعباني و اميد اسلامي هم به ترتيب ساخت موسيقي و تيتراژ اين مجموعه را به عهده دارند. وي افزود: لوكيشن‌هاي اصلي و ثابت اين مجموعه 90 قسمتی در خانه‌اي در خيابان بهار شمالي است و تاكنون بخشهايي از آن نيز در نقاط مختلف تهران مثل پامنار ، كريم خان، شهرك غرب و غيره تصويربرداري شده است . اين دو لوكيشن ثابت كلانتري و خانه سرهنگ، مسئول اين كلانتري است، سلام به مناسبت سال پيامبر اعظم(ص) و بر اساس احاديث و سخنان به جا مانده از آن حضرت طراحي شده است، تا از اين منظر به مسائل و مشكلات مختلف جامعه بپردازد. سرپرست نويسندگان اين مجموعه فرهاد توحيدي است و گلاب ادينه بازيگرداني آن را به عهده دارند. كارگردان اين مجموعه محمدرضا فرزين است. در اين مجموعه 90 شبي بازيگراني چون شهروز ابراهيمي، مونا فرجاد، مهسا كرامتي، ارژنگ امبرفضلي، ابوالفضل همراه، علي سليماني، رضا عمراني حضور دارند، اين مجموعه با مشاركت نيروي انتظامي توليد مي شود.

...................................................................................................................................

 

 

 

  نمایی از فیلم ترش و شیرین

 

 نمایی از فیلم ترش و شیرین

 

 

 نماییاز فیلم ترش و شیرین

منبع عکس ها از سایت خانواده سبز

 

 


مصاحبه با عسل بدیعی از سایت خانواده سبز :

 

 

عسل بديعي:


    "تا صبح" مي توانست بهتر باشد


    
    
    تمام تلاشم را كردم تا بتوانم شخصيت مستانه را بهتر و طبيعي تر نشان دهم اما به دليل كمبود و محدوديت زمان، در قسمت هاي پاياني شخصيت مستانه رها شد.

    عسل بديعي بازيگر سينما، تئاتر و تلويزيون در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران با بيان اين مطلب افزود: اگر بخواهم براي نتيجه مجموعه تلويزيوني "تا صبح" درصدي بگذارم بايد بگويم كه 40 درصد از نتيجه اين كار راضي هستم،زيرا اين مجموعه تلويزيوني با چنين فيلمنامه قوي و پرمحتوايي كه داشت مي توانست خيلي بهتر از اين كه هست، نمايش داده شود.
     اين بازيگر سينما گفت: تمام تلاشم را كردم كه بتوانم شخصيت مستانه را بهتر و طبيعي تر بازي كنم و بايد بگويم شخصيت مستانه را از اعماق وجود دوست دارم اما به دليل محدوديت در زمان در انتهاي سريال شخصيت مستانه زود رها شد در حالي كه مي شد خيلي بهتر از اين به اين شخصيت پرداخت.
    وي خاطر نشان كرد: پيام اين سريال تلويزيوني به مخاطبان ايجاد اتحاد و اعتقاد و ايمان بود زيرا كه در هر جاي دنيا كه باشيم اگر اتحاد و اعتقاد و ايمان داشته باشيم، مي توانيم به هر چيزي كه مي خواهيم برسيم.
    
    

 

 

تا بعد .... شنیده میشوید ....

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 11:55  توسط فرزانه ناظری | 

 

 

سلام دوستان اجازه میدید این پست رو به وبلاگ شنیده میشوید ارجاع بدم

 

؟؟؟

 

گزارشی از اولین جلسه وبلاگ نویسان جوان ... و کلی چیزای دیگه

 

خوشحال میشم کامنت خودتون رو

 

دراین وبلاگ بذارید ....

 

ممنونم ...و منتظر

 

شنیده میشوید

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 21:59  توسط فرزانه ناظری | 
 

               به نام خدایی که در این نزدیکی است  و سلام ....

                                        

              ۱۱ سالگی شبکه رادیویی جوان مبارک

 

۴اسفند ماه  سال ۱۳۷۵ شبکه رادیویی جوان پا به عرصه ی رسانه گذاشت و امروز ۱۱ سال از آن روز می گذرد ...

 

سالگرد تولد  این شبکه رو به همه ی جوونای اهالی رادیو به همه ی گروه

های برنامه ساز و البته به خودم که رادیو  همراه همیشگی منه تبریک میگم ...

 

و اما برنامه های شبکه براین این سالگرد :

 

اول اینکه فردا یعنی شنبه دو ویژه برنامه صبح و عصر از شبکه پخش میشه

و  اینکه برنامه ای به نام ساعت ۲۵ در یک هفته با حضور برنامه سازان و

مدیر گروه ها به تحلیل برنامه ها میپردازه ....همه ی شنوندها میتوانند در

ساعت پخش این برنامه به صندوق صوتی شبکه زنگ بزنن و هر گونه انتقاد

و پیشنهاد و تشکر و یا سوال خودشون رو به گوش عوامل برنامه ساز

برسونن شماره صندوق صوتی ۴۴۷۲۱۴۱۴

 

 

امیدوارم سال های سال  پر انرژی و هدفمند باشه و با برنامه های شاد و مفرح و دلپذیرش دل جوونا و جوون دل ها رو شاد کنه

 

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 12:10  توسط فرزانه ناظری | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
سلام من فرزانه ناظری ام دانشجوی روزنامه نگاری بچه طهران ام و 19 سالمه و از وقتی که یادم میاد عشق سینما و رادیو و تلویزیون و شعر بودم خلاصه هنری هنری ام این وبلاگ هم به معرفی و بررسی برنامه های رادیو و تلویزیونی و سینمایی و معرفی ترانه سراهاو.. می پردازه همراهی شما باعث خوشحالی و افتخار منه پس لطفا با من باش... تولد وبلاگ 15 آذر 85

پیوندهای روزانه

آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته چهارم شهریور 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته سوم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته دوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته سوم دی 1385
هفته دوم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته سوم آذر 1385
نویسندگان
فرزانه ناظری
فرزانه ناظری
پیوندها
سایت توپ و وبلاگ برنامه رادیویی هفت شنبه
مجله خانواده سبز
فاطمه عزیزم
آنا شریفی مقدم
با فرشید منافی جوانی کنیم
رادیو جوان هم نفس با جوان ایرانی
لاله اکبری و هزار پنجره
رافیک
رادیو جوان و هفت شنبه
باشگاه هواداران رادیو جوان
سایت صدا و سیما
غروب تنهایی
بیگ بنگ
نگین خانم
هنر هفتم
سایت علی لهراسبی
آویسا ی عزیز
علی احمدی نیا/خبرنگار
دیبا/ متولدماه دی
یاشار بلوری نیا
سهیلا خانم
مونا برزویی(ترانه سرا)
محمد صادق افراسیابی
سودابه خانم
حلقه اتصال دوستداران همشهری جوان
رویا خانم
سایت مرحوم ناصر عبداللهی
آدم برفی ام دل داره / به احترام صدای مانای ناصریا
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان





Powered by WebGozar

spx?Code=271360&t=counter">